داستان کوتاه از جهان پهلوان تختی

داستان کوتاه از جهان پهلوان تختی

داستان کوتاه از جهان پهلوان تختی

در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ زلزله مهیبی به قدرت ۷٫۲ ریشتر، به ویرانی کامل شهر بوئین زهرا و تمام روستاهای اطرافش انجامید. بر اثر زلزله بوئین زهرا در حدود بیست هزار نفر کشته و هزاران خانواده نیز بی‌خانمان شدند. به‌دنبال ناتوانی دولت وقت برای عملیات کمک و امداد، غلامرضا تختی یک کامیون در اختیار گرفت و با آن به محلات پرجمعیت تهران می‌رفت و با بلندگو شخصاً از مردم می‌خواست تا به زلزله‌زدگان کمک کنند. مردم نیز رخت، لباس و پول اهدایی خود را به تختی می‌سپردند. واکنش‌ها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله موجی بزرگی از نیکوکاران به راه افتادند و ده‌ها کامیون به وی سپرده شد.
پس از وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، وی به عنوان عضوی از شورای مرکزی جبهه ملی ایران برگزیده شد. این واقعه باعث شد تا از سوی ساواک به عنوان یک «ناراضی» شناخته شود. از این روی، دستگاه ورزشی بنا به تصمیم سازمان امنیت و اطلاعات کشور، از تمرین‌های تختی جلوگیری می‌کرد و به هر شکل می‌کوشید تا از حضور او در مجامع ورزشی بین‌المللی که با استقبال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی روبرو می‌شد، جلوگیری کند.
هنگام درگذشت محمد مصدق در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۴۵، غلامرضا تختی به تهدید مأموران نظامی و امنیتی مبنی بر خودداری از سفر به احمدآباد گوش فرا نداد و به افسران می‌گفت «دستگیرم کنید».

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...

7 thoughts on “داستان کوتاه از جهان پهلوان تختی”

  1. با سلام مطلب بسیار جالبی بود . جهان پهلوان تختی استوره است و میماند نه فقط بخاطر قهرمانیهایش ، بخاطر مرام جوانمردی و پهلوانیش
    همین روحیه او بود که حکومت آن زمان برنتافت و ناجوانمردانه او را کشت .

  2. مردی با شخصیت پهلوانی و جوانمردی تختی میشناسم…او زنده یاد پهلوان حسن میار کیانی بود. مردی که به همه کمک میکرد.یادمون نره امثال تختی رو بشناسیم. حسن کیانی سال گذشته به علت حسادت و دشمنی افراد شرور به نام های مهیار.عمار و سورنا سه معتاد کشته شد

Leave a Reply

Your email address will not be published.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>